آدرس وبلاگم عوض شد

سلام خدمت دوستان گلم...
حالا هم از اين به بعد سعي مي كنم تو وبلاگ جدیدم پست بدم و از همه شما مي خوام با نظراتتون منو براي بهتر شدن وبلاگ كمك كنين.كوچيك همتون ميثم

سلام خدمت دوستان گلم...
۱- قدرت دید خانم ها : یک تار مو را روی کت شوهرشان می بینند اما یک تیر چراغ برق را هنگام رانندگی نمی بینند .
۲- پدر : پسرم ! هر وقت منو عصبانی می کنی ، یکی از موهام سفید میشه . پسر : حالا فهمیدم چرا پدربزرگ همه موهاش سفیده .
۳- مردها بر ۴قسم هستند : * zz : زن ذلیل *Zsh : زن شهید *Zh : زن هلاک * ZZZ :زر میزنن که زن ذلیل نیستن !!
اگه تکراری هست عذر خواهی می کنم .
این وبلاگ به زودی به اینجا خواهد رفت .
اولین نشست وبلاگ نویسان گرگان دوست در روز جمعه 17 اردیبهشت ماه در محل شورای شهر گرگان برگزار شد . در این نشست که با حضور آقای حاجی محمدی رئیس شورای شهر و مهندس چراغعلی و میقانی برگزار شد جمعی از وبلاگ نویسان گرگانی دور هم جمع آمدند تا راههای پیشرفت گرگان را در فضای مجازی بررسی کنند .
این برای اولین بار است که چنین جمعی در گرگان تشکیل می شود با سلایق مختلف که این جلسه با هدف آشنایی بیشتر با هم و نیز تعیین استرانژی برگزار شد . گوینده اصلی این جلسه مهندس چراغعلی بود که اصلاً جلسه با تلاش ایشان برگزار شد .
من هم توفیق داشتم تا در این جمع قرار گیرم و در کنار دیگر دوستان باشم . نمی خواستم که این پستم راجع به این جلسه زیاد اخباری بشه بنابراین به همین مقدار بسنده می کنم . انشاءالله شرح ماوقع بصورت مفصل شرح داده خواهد شد .
این وبلاگ بزودی به اینجا خواهد رفت .
دارم دق میکنم تحمل ندارم
دیگه خسته شدم دارم کم میارم
دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم
همش فکر توام همش بی فرارم
دیگه اشکی برام نمونده که بخوام برات گریه کنم
فدای تو چشام
دلم داره واسه تو پرپرمیزنه
تو رفتی و هنوز خیالت با منه
***
بدون تو کجا برم کنار کی بشینم
تو چشمای کی خیره شدم خودم رو توش ببینم
تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده
به کی بگم یکم نازم که بم نخنده
بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم
تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم
بجون چشمات از تموم این دنیا سیرم
تو که نیستی همش آرزو میکنم بمیرم
***
دارم دق میکنم ، تحمل ندارم
دیگه خسته شدم ، دارم کم میارم
دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم
همش فکر توام ، همش بی قرارم
دیگه اشکی برام نمونده که بخوام
برات گریه کنم ، فدای تو چشام
دلم داره واسه تو پرپر میزنه
تو رفتی و هنوز خیالت با منه
اگر 1سال بهتون پول دادند بعد از يك سال همان مبلغ را هم ندادند چه ميكنيد؟
آيا به اين فكر كرده ايد كه همه چيز فقط گران است و دست مردم در پوست گردو
كمي بينديشيد.............................
منبع : محمد
دل بی طاقت گریه نکن
می دونی اون نمیاد
تو دیگه رفتی از یاد
حا لا اون یار دیگه داره
اشکات فایده نداره
با تو کاری نداره
هر چی که بین من و اون بود
از جنس گناه شد
اون دنیا هم تباه شد
خونه ای که با خون
دل و دیده بنا کردم
رو سرم یک شب خراب شد
همه کس وای عشقم کجایی
مثل ابر بهارون
اشکام داره می ریزه
بیا با اون صدای نازت
بازم اسمم صدا کن
آغوشتو رها کن
اگه بعد از بی وفاییت
هنوزم عاشق نبودم
آره نفرینت می کردم
چه کنم آتیش عشقت
تنمو خاکستر کرد
عزیزم دورت بگردم
اگه با چشای پر اشکم روبرو بشی زودی می فهمی
که چقدر عاشق بودم و واسه نگاه تو مردم خیلی بی رحمی
باید از اول می دونستم دلت واسه من جایی نداره
باشم و نباشم پیش تو واسه تو عزیزم فرقی نداره
رفتی و تو گذاشتی تنهام
خنده خشکید رو لبهام
گریه یارآشنا شد
با چشمام همصدا شد
" سهراب اسدی "قدم می زنم
شاید
خاطرت را از دلم بشوید .
"میثم"
تو نیستی که ببینی
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
هنوز پنجره باز است
تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها
به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند
تمام گنجشکان
که درنبودن تو
مرا به باد ملامت گرفته اند
ترا به نام صدا می کنند
هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج
کنار باغچه
زیر درخت ها،
لب حوض
درون آیینه پاک آب می نگرند
بخشی از سخنان اما خمینی (ره) پس از ترور استاد مطهری :
این رجل فاجری که خون عزیز ما را به زمین ریخت ، تأیید کرد دین خدا را . با ریختن خون عزیز ما تأیید شد انقلاب ما . این انقلاب باید زنده بماند . این نهضت باید زنده بماند لذا زنده ماندنش به این خونریزی هاست . بریزید خون ها را ، زندگی ما دوام پیدا می کند . بکشید ما را ، ملت ما بیدارتر می شود . ما از مرگ نمی ترسیم و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید .

بخشی از نوشته های مطهری :
رخنه فرصت طلبان :
رخنه و نفوذ افراد فرصت طلب در درون یک نهضت از آفتهای بزرگ هر نهضت است . وظیفه بزرگ رهبران اصلی این است که راه نفوذ و رخنه اینگونه افراد را سد نمایند . هر نهضت مادام که مراحل دشوار اولیه را طی می کند ، سنگینیش بر دوش افراد مؤمن مخلص فداکار است ، اما همین که به بار نشست و یا لااقل نشانه های بار دادن آشکار گشت و شکوفه های در خت هویدا شد ، سرو کله افراد فرصت طلب پیدا می شود . روز به روز که از دشواریها کاسته می شود و موعد چیدن ثمر نزدیکتر می گردد ، فرصت طلبان محکمتر و پرشورتر پای علم نهضت سینه می زنند تا آنجا که تدریجاً انقلابیون مؤمن و فداکاران اولیه را از میدان بدر می کنند .
